خرید بک لینک

قصه با طعم دهان تو شنیدن دارد

خواب، در بستر چشمان تو دیدن دارد



وقتی از شوق به موهای تو افتاده نسیم

دست در دست تو هر کوچه دویدن دارد



تاک، ازبوی تَنَت
مست، به خود می پیچد

سیب در دامنت احساس رسیدن دارد



بیخ گوش تو دلاویزترین باغ خداست

طعم گیلاس از این فاصله چیدن دارد



کودکی چشم به در دوخته ام... تنگ غروب

دل من شوقِ در آغوش پریدن دارد



"بوسه" سربسته ترین
حرف خدا با لب توست

از لب سرخ تو این قصه شنیدن دارد...!



"اصغر معاذی"

برچسب: شعر قصه,شعر قصه حقيقيه,شعر قصة حب,شعر قصه حزينه,قصه شعر فكتوريا,قصه شعر هيا عبدالسلام,قصه شعر قصير,قصه شعر دجراديه,قصه شعر مدرج,قصه شعر قصيره, نویسنده: هستی زمانی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 3:50

صفحه بندی